رهبری و مدیریت آموزشی

 

 

مقدمه:

مدیریت ورهبری از ارکان سازمان و جامعه است. مدیریت آموزشی، در بین سایر انواع مدیریت ها از جایگاه ویژه ای برخوردار است. اگر آموزش و پرورش هر جامعه در رأس همه ی مسائل جامعه می باشد، مدیریت آموزشی نیز با همان منطق جایگاه مهمی در بهسازی و توسعه جامعه دارد. اگر مدیران آموزشی یک جامعه دارای دانش و مهارت های کافی باشند، بدون تردید، نظام آموزشی نیز از اثربخشی، کارآئی و اعتبار بالائی برخوردار خواهد بود.

 

فصل اول: مفاهیم، اهمیت و اهداف آموزشی

الف ـ ضرورت و اهمیّت مدیریّت آموزشی

اکنون عصر مدیریت و رهبری است و موفقیّت نهادها و سازمان ها تا حد زیادی به کارآئی و اثربخشی مدیریّت بستگی دارد.

با آن که همه مدیریت ها به نوبه و در جای خود مهم و پر ارزش هستند، اگر مدیریت آموزشی را با دیگر انواع مدیریت مورد مقایسه قرار دهیم متوجه می شویم که هیچ یک از آن ها به اندازه مدیریت آموزشی حائز اهمیت نیست.

مدرسه سازمانی است که مدیریت آن در تربیت تعداد زیادی از کودکان و شکل دادن شخصیت آن ها دخالت و نفوذ چشمگیر دارد و هرگونه کوتاهی، سهل انگاری و اشتباه او و همکارانش تأثیرات نامطلوب و زیان بار زیادی در رشد افراد و کلّ جامعه دارد.

اگر مدیریت آموزشی می توانست انگیزه ها و جذابیت های لازم را در محیط کار آموزشی بوجود آورد، شاید بسیاری از معلمان بی رغبت و بی تفاوت به سر شوق آمده و کار پر ثمری را ارائه دادند. اگر بر اثر رفتار و برخوردهای نامناسب مدیریت، شاگرد نابهنجاری از مدرسه وارد جامعه گردد، چهره جامعه دچار تغییر خواهد شد. ترقی هر جامعه ای در گرو نوعت و چگونگی فعالیتی است که در مدارس انجام می گیرد و اثر مدیریت به عنوان رهبر آموزشی در مدرسه را نمی توان نادیده گرفت.

اگر یک مدیر طی یک دوره ی تحصیلی با روش های درست تعلیم و تربیت از قبیل ایجاد انگیزه در معلمین و شاگردان، ایجاد روحیه ی لازم برای ادامه همکاری در امر تعلیم و تربیت، ایجاد نظم در مدرسه، رعایت حقوق و آزادی افراد، جلب نظر و همکاری اولیاء و هم چنین بکارگیری روش های درست تصمیم گیری، برنامه ریزی، تشویق و تنبیه، نظارت و کنترل، ارزشیابی و پاداش و غیره، بتواند افراد شایسته ای را تربیت و تحویل جامعه بدهد، شاید بتوانیم با اطمینان پیش بینی کنیم که تقریباً عده زیادی از این افراد در آینده جذب شغل ها و سازمان های مهم و مؤثر خواهند شد. این گونه پیش بینی برای سازمان ها و مدیریت های دیگر از نظر تأثیری که احتمالاً بر جامعه خواهند داشت، مقدور نمی باشد.

ب: مفاهیم و تعاریف مدیریت آموزشی

از آنجا که مدیریت آموزشی نیز دربردارنده مفهوم کلی مدیریت در سازمان است، قبل از تعریف مدیریت آموزشی، به تعریف مفهوم کلی مدیریت می پردازیم.

مدیریت عامل رسیدن به اهداف سازمان می باشد.(پال هرسی و کنت بلانچارد، 1977)

استونر می گوید: مدیریت فرایند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل کوششهای اعضای سازمان و استفاده از تمام منابع سازمان برای دستیابی به اهداف معین سازمان است.

مدیریت یعنی هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران(الیوت و پورویچ، 1937)

از آنجا که مدرسه یک نظام صددرصد انسانی است که عامل انسانی هیچ سازمانی مثل یک کارخانه و یا حتی یک بیمارستان به اندازه مدرسه قوی نمی باشد، مدیریت را با تکیه بر بعد انسانی آن از یک سو، و با توجه به هدف الهی آن از سوی دیگر، چنین تعریف می کنیم:

مدیریت یعنی کارکردن با مردم، میان مردم، برای مردم و به خاطر خدا

در مدیریت اسلامی، هدف الهی است. همه کارها به خاطر خدا و رسیدن به او باید جنبه الهی داشته باشد. مشروعت هیمه راهها، روشها و مسائل و هدفها منوط به الهی بودن آنهاست.

و اما مدیریت آموزشی با در نظر گرفتن صاحب نظران که برای پرهیز از اطاله کلام از ذکر نامشان خودداری می شود، به صورت زیر تعریف می شود:

مدیریت آموزشی فرآیندی است اجتماعی که با به کارگیری مهارتهای علمی، فنی و هنری کلیه نیروهای انسانی و مادی را سازماندهی و هماهنگ نموده و با فراهم آوردن زمینه های انگیزش و رشد با تأمین نیازهای منطقی فردی و گروهی معلمان، دانش آموزان و کارکنان به طور صرفه جویانه به هدفهای تعلیم و تربیت برسد.

ج: اهداف سازمان آموزشی

هر مدیر مدرسه باید قبل از هر چیز، اهداف آموزش و پرورش را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد. از روی دقت و با وسواس به تجزیه و تحلیل آنها بپردازد و بالاخره بر مفاهیم آن چیره شود که به عنوان یک کارشناس اهداف تعلیم و تربیت آنها را به همه همکاران خود تفهیم کند. علاوه بر اینها، او باید رسیدن به این اهداف را در صدر کارهای خود قرار دهد.

بلوم همکاران در کتاب طبقه بندی اهداف آموزش و پرورش هدفهای آموزش و پرورش را به سه حیطه تقسیم می کنند: (اصول علمی طبقه بندی هدفهای تربیتی، مسعود رضوی، مترجم، 1346)

الف: حیطه شناختی

ب: حیطه عاطفی

ج: حیطه روانی – حرکتی

الف: حیطه شناختی:

هدف از حیط شناختی آن دسته آموزشهایی است که بر دانش و اطلاعات و فعالیتهای ذهنی دانش آموزان توجه دارد. تأکید بر یادآوری، تفکر، استدلال، قضاوت و نتیجه گیری مربوط به حیطه شناختی است که دارای شش سطح است:

1.سطح دانش 2. سطح درک مطلب 3. سطح بکارگیری 4. سطح تجزیه و تحلیل 5. سطح ترکیب 6. سطح ارزشیابی

ب: حیطه عاطفی:

هدف از حیط عاطفی آن دسته از آموزشهایی است که به احساسات، عواطف، انگیزه ها، هیجانات و درجاتی از پذیرش یا مقاومت توجه می شود. دوست داشتن، تنفرف نگرانی، علاقه، تعصب و آنچه تحت عناوین ستایش و ارزشها بیان می شود در حیطه عاطفی است که دارای 5 سطح می باشد:

1.سطح دریافت کردن 2. سطح پاسخ دادن 3. سطح ارزش گذاری 4. سازمان دهی 5. شخصیت یافتن از طریق ارزشها

ج: حیطه روانی – حرکتی

هدف اساسی این حیط تنظیم حرکات فرد و کسب مهارت برای انجام امور مربوط به زندگی است. این فعالیتها یک نوع هماهنگی و همکاری عصبی – جسمی یا روانی – حرکتی است که دارای پنج سطح است:

1.       سطح تقلید 2. سطح اجرای مستقل 3. سطح دقت 4. سطح هماهنگی حرکات 5. سطح عادی شدن

صاحب نظران هدفهای آموزش و پرورش را به 4 دسته تقسیم می کنند:

1.       هدفهای خودشناسی 2. هدفهای روابط انسانی 3. هدفهای کارآیی اقتصادی 4. هدفهای پذیرش مسئولیت اجتماعی

لازم است همه مدیران آموزشی و حتی آنها خود را موفق می دانند به دقت به اهداف کلی زیر که باید در یک سازمان آموزشی رعایت گردد، توجه کنند:

1.رشد خود رهبری دانش آموز 2. رشد شناختی دانش آموزان 3. رشد شخصیت دانش آموزان 4. ایجاد زمینه های یادگیری مداوم 5. استفاده از دانش برای خدمت و اصلاح جامعه 6. رشد ارزشهای دانش آموزان 7. آماده سازی برای تغییرات 8. آشنا ساختن با فرهنگهای مختلف

د: اهداف مدیریت آموزشی

در رابطه با آنچه تاکنون گفته شد، اهداف اساسی و کلی مدیریت آموزشی در یک سازمان آموزشی مثل مدرسه به شرح زیر است:

1.کمک به رسیدن به اهداف آموزش و پرورش

2. ایجاد هماهنگی بین همه منابع و فعالیت های سازمان آموزشی

3. کمک به بهبود و اصلاح جریان تعلیم و تربیت

4. یاری و مساعدت به اعضای سازمان آموزشی برای تشخیص و درک بهتر هدفها

5. راهنمایی، همکاری، کمک، تقویت و حمایت از اعضای سازمان آموزشی

6. فراهم کردن زمینه های شور و تبادل نظر و به وجود آوردن احساس مسئولیت مشترک در سازمان آموزشی

7. ایجاد روابط انسانی مطلوب و احترام متقابل بین مدیر و اعضای سازمان تربیتی

8. ایجاد فرصت و امکان بروز خلاقیت و ابتکار و ایجاد زمینه و تسهیلات برای رشد اعضای سازمان آموزشی

9. شناخت نیازها و حل مشکلات دانش آموزان به منظور دستیابی به اهداف تعلیم و تربیت

10. کمک به کشف و بروز استعدادهای دانش آموزان