الگوی روش تدریس استقرایی

  الگوي روش تدريس استقرائي 

 

 روش تدريس استقرايي به شيوه تكوين مفهوم يكي از روش هاي فعال آموزشي است كه در صدد است قابليت مفهوم سازي را به فراگيران بياموزد و توانايي آنان را در رويا رويي با پديده هاي پيرامون بر اساس روشي كه مغز در يادگيري و نظم  بخشيدن به مفهوم اتخاذ  مي نمايد  مشابه سازي كند .
(( استقراء  به  معني  در كنار هم  چيدن  جزء ها   براي  خلق يا   شناخت  يك كل است ))
در اين الگو هدف پاياني ديگر انتقال دانش نيست بلكه توسعه توانايي ها و قابليت هايي  است كه با مشاركت فعال فراگير در جريان يادگيري ايجاد مي گردد و آنان را آماده مي سازد تا در مصاف با مسائل و مشكلات با طراحي روش هاي مناسب به حل مساله نايل آيند .
(( روش تدريس استقرائي يعني نحوه   درك  يك  موضوع  از  طريق  اجزاي  تشكيل  دهنده  آن ))
 در اين روش توصيه مي شود  با تشريح و تفسير عناصر سازنده يك موضوع و گروهبندي و عنوان بندي اين اطلاعات اجازه دهيم استنباط و نتيجه گيري كلي را دانش آموز انجام دهد چه بسا دانش آموز از اطلاعات داده شده نتايج بسيار جالب تر و بهتري بدست آورد . پس بهتر است از بيان راه حل نهايي خود داري كنيم و  فرصت كافي براي تفكر به دانش آموز بدهيم تا به نتيجه برسيم .در اين روش حتي حل يك مساله هدف نيست بلكه روش رسيدن به را حل براي ما مهم است و ميخواهيم دانش آموزان  چگونه آموختن را بياموزند.
در جريان تدريس نيز مهم است بدانيم تدريس يك موضوع به صورت يك كل ، از طريق   اجزاي   تشكيل دهنده ي آن تصوير واحدي در ذهن فراگيراني با تجارب و سوابق ذهني متنوع ، توليد نخواهد كرد . به همين دليل لازم است از روش هايي در تدريس استفاده شود كه آنچه باعث شكل گيري يك مفهوم مي گردد در بين تمامي فراگيران مشترك باشد . 
تكوين مفهوم :  در اين روش هدف آن است كه در ابتدا دانش آموزان  قابليت لازم را براي جمع آوري و گرد آوري مطالب كسب نمايند يعني قدرت تميز خود را بالا ببرند سپس با گروه بندي مطالب مفاهيمي را تشكيل دهند كه بتوانند از آن براي نزديك شدن به تحليل و درك اطلاعات جديد كه با آنها مواجه مي شوند ، استفاده نمايند .

تفکر دانش اموز را در رابطه با درک محتوای درس از جز به کل هدایت می کند .

گرد آوری ، سازمان دهی و کنترل مطالب سه عامل عمده در روش استقرایی محسوب می شود .

تابا صاحب نظر فقید در برنامه ی آموزشی معتقد است ما با استفاده از راهبرد های تدریس به شاگردان کمک می کنیم تا بوسیله تمرینهای مختلف برای توسعه تفکر خود تلاش نمایند .

این بدین معنا است که مجموعه ای از اطلاعات را در یک قلمرو خاص به دانش آموزان می دهیم آنان آن را در مغز خود سازمان می دهند و نکات و مطالب آن را به هم مرتبط می نمایند و آن را با آموخته های خود تعمیم می دهند و بعد به فرضیه سازی و پیشگویی و توضیح پدیده های نا آشنا می پردازند .

فرض تابا بر این است که برای چیرگی بر مهارتهای معین قبلیان تسلط یافت و این توالی معکوس نمی گردد.

هر یک از شیوه ها دارای سه شیوه ی منطقی است که معلم با هدایت مرحله به مرحله دانش اموزان خود می تواند جریان تفکر را در کلاس به بالاترین سطح برساند .

الف- تکوین مفهوم
ب- تفسیر مطالب
ج- کاربرد اصول


تکوین مفهوم

در این شیوه دانش اموزان به پایین ترین سطح تفکر یعنی تعیین و برشماری اجزائ مرتبط با یک موضوع یا مساله ، گروهبندی این اجزائ با خصوصیات مشترک و عنوان سازی برای طبقات هدایت می شوند .

در این راستا

گام اول: فهرست گیری – که اعضای هر گروه با مشورت با هم اطلاعات خود را می‌نویسند .

گام دوم: گروهبندی – مقایسه ی جملات و تقسیم آنها از روی شباهت و تفاوت

گام سوم: عنوان دهی – انتخاب عنوان برای هریک از گروهها

 

تفسیر مطالب

در این شیوه از دانش آموزان فهرست خصوصیات جملات خواسته می شود و سپس آنها با کشف شباهتها و تفاوتها به انجام طبقه بندی از روی خصوصیات و عنوان دهی می پردازند .

در این مرحله پرسشهای معلم در باره رابطه علت و معلولی است .

در این راستا

گام اول: تعیین جنبه های شاخص –شباهتها و تفاوتهای دو گروه را مشخص نمایند .

گام دوم: کشف روابط – بچه ها پاسخهای خود را در جدولی قرار می دهند .

گام سوم: استنباط کردن – بچه ها به فراتر از آنچه داده شده می روند و نتیجه می گیرند .

 

کاربرد اصول

در این شیوه دانش آموزان باید بتوانند از یافته ها و آموخته های خود در موقعیت جدید استفاده کنند ، بدین منظور ابتدا اقدام به پیشگویی مطالب و برای توضیح و پشتیبانی از پیشگویی های خود اقدام به فرضیه سازی می کنند و با آوردن استدلال به رد یا قبول فرضیه ها می پردازند .

در این راستا

گام اول: پیشگویی نتایج – دانش آموزان با دقت موارد را بیان می کنند و با خواص مربوطه در جدول قرار می دهند .

گام دوم: توضیح پیشگویی ها – تعیین علت روابط که به فرضیه سازی منجر می شود .

گام سوم: تصدیق پیشگویی ها – استفاده از اصول منطقی یا دانش حقیقی برای تعیین شرایط لازم، در واقع مهارت استفاده از آموخته های قبلی در موقعیت جدید .

در هر سه شیوه معلم آغاز کننده تمام گامهاست و فعالیتها از قبل طراحی شده است . معلم بعنوان کنترل کننده و ناظر با رفتاری همکارانه ، پردازش اطلاعات توسط دانش آموزان را بوسیله فراخوان کنترل می کند .

مهمترین کاربرد این الگو بهبود ظرفیت تفکر و هدایت دانش آموزان به کسب و پرورش اطلاعات در ذهن است . وظیفه ی اصلی معلم درک آمادگی شاگرد برای کسب تجربه و فعالیتهای شناختی جدید درون سازی و مورد استفاده قرار دادن تجارب در موقعیت جدید است .

پس می توان نتیجه گرفت :

جریانات استقرایی شامل خلاقیت در پردازش اطلاعات و نیز استفاده همگرا از اطلاعات در حل مسایل است .

مزایای روش استقرایی:

1-دانش آموزان اطلاعات را جمع آوری می کنند .
2-به دقت مورد بررسی قرار می دهند .
3-به شکل مفاهیم در می آورند .
4-دست ورزی با مفاهیم را یاد می گیرند.
5-دانش آموزان توانایی کار آمدتری در تکوین مفاهیم پیدا می کنند .
6-منابع کثیری از مطالب آموزش داده می شود.
7-تمام جنبه های اشیاء و حوادث موشکافی می شود.

 

" نمونه ای از روش تفکر استقرایی "

با هم وارد کلاس پنجم می شویم تا چگونگی تدریس فعل لازم و متعدی را با توجه به گامهای الگوی استقرایی مورد بررسی قرار دهیم .

الف : تکوین مفهوم

گام اول: دانش آموزان هر گروه با مشورت یکدیگر هر تعداد جمله کوتاه که می توانند بنویسند . در پایان مهلت نماینده هر گروه فهرستی را برای کلاس می خواند و یکی از دانش آموزان جملات انتخابی گروهها را پای تابلو می نویسند .

معلم به دانش آموزان می گوید به جملاتی که پای تابلونوشته شده توجه کنید و در آنها فعل ، فاعل و مفهوم را مشخص کنید .

دانش آموزان در گروه شروع به فعالیت کرده و با کشیدن خط در زیر کلمات موارد خواسته شده را معین می کنند .

گام دوم :جملات را با هم مقایسه کرده و از روی شباهت و تفاوت آنها را به دو گروه تقسیم کنید . و نماینده ای حاصل کار گروهها را پای تابلو می نویسد.

گام سوم :برای هر یک از این گروهها عنوانی را پیشنهاد می کنند.

معلم به دانش آموزان می گوید هر کدام از عناوین می تواند خوب باشد ولی در دستور زبان فارسی این جملات را از روی نوع فعل آنها طبقه بندی می کنند و بر اساس جملات گروه اول دارای فعل متعدی و جملات گروه دوم دارای فعل لازم هستند .

ب: تفسیر مطالب

در این مرحله پرسشهای معلم در باره رابطه علت و معلولی است .

گام اول :جملات گروه یک چه شباهی با هم و چه تفاوتی با گروه 2 دارد ؟

گام دوم: معلم پاسخهای بچه ها را بصورت جدولی پای تخته می نویسد در ستون عمودی افعال و ستون افقی خواص آنها را یادداشت می نماید و در داخل جدول هر قسمت که خاصیت ذکر شده را دارد علامت + و اگر آن خاصه را نداشته باشد علامت – می گذارد .

گام سوم: دانش آموزان هر گروه جدول را کامل می کنند .

ج –کاربرد اصول

گام اول :دانش آموزان با دقت در فعل جمله های ذکر شده و خواص مطرح شده فکر می کنند و در جدول فعل ها را در گروه مربوط به خود قرار می دهند .

گام دوم : علت قرار دادن افعال لازم و متعدی را بیان کنید .

گام سوم :دانش آموزان پس از مشورت با گروه تعاریفی را عنوان می کنند که بهترین آن پای تابلو نوشته می شود . دانش آموزان می توانند برای تعریف از خصوصیاتی که در جدول نوشته شده استفاده کنند .

 

 منبع :  کتاب شیوه های نوین تدریس 

 

 

لینک گروه توسعه شایستگی حرفه ای معلمان متوسطه دوم نظری در پیام رسان ایتا

https://eitaa.com/Technology_development

پادکست